ارتباط خانوادگیپیشرفت کنموفقیت و انگیزه

روان‌ درمانی و رویکرد‌های مختلف در آن چگونه است

هر فرد بر اساس مشکلاتی که دارد ممکن است از رویکرد متفاوتی در روان‌ درمانی استفاده کند. رویکردهایی که بر اساس تاکیدشان بر هیجان یا تفکر و یا رفتار اسامی مفتاوتی دارند. در این نوشته کوتاه چند نمونه از اصلی‌ترین رویکردها را به اختصار توضیح خواهم داد.

درمان شناختی

درمان شناختی اساس و پایه آن از اینجا شروع می‌شود که آنچه که ما فکر می‌کنیم، چگونگی احساس ما را شکل می‌دهد. برای مثال، افسردگی ممکن است ناشی از داشتن افکار یا باورهایی باشد که مبتنی بر شواهد و واقعیت نیستند، مانند “من به هیچ دردی نمی‌خورم” تغییر دادن این اعتقادات می‌تواند دیدگاه شخص در مورد وقایع را تغییر دهد و باعث تغییر احساسات فرد شود. درمانگر به فرد کمک می‌کند تا با خطاهای شناختی خود روبرو شود و تشویق می‌کند تا فرد تفکر جدید و بهتری در مورد شرایط داشته باشد. درمان رفتاریشناختی (CBT) هم بر روی افکار و هم رفتارها تمرکز می‌کند.

روان‌ درمانی بین فردی

این رویکرد روان‌درمانی بر روابط بین فردی تمرکز دارد. به عنوان مثال، افسردگی ممکن است از رابطه فرد با دیگران ناشی شود. یادگیری مهارت‌های بین فردی ممکن است به فرد کمک کند تا بتواند ارتباط لذت بخشی داشته باشد و افسردگی خود را مدیریت کند. ابتدا، درمانگر ممکن است به مراجع کمک کند تا احساسات مربوطه را شناسایی کند و این که چرایی این احساسات چیست. سپس به مراجع کمک می‌کنند تا به صورت سالم این احساسات را بیان کند. مراجع یاد می‌گیرد تا نگاهش به مسائل بین فردی را تغییر دهد، آن‌ها را بفهمد و به صورت مفید آنها را مدیریت کند.

خانواده درمانی

یک درمانگر خانواده به علائم در زمینه خانواده نگاه می‌کند. برخی از شرایط نیاز به درمان در واحد خانواده دراند. مثال: زمانی که افسردگی یک مراجع به علت مشکلات زناشویی است. شناخت درمانی، رفتار درمانی و بخصوص درمان بین فردی ممکن است کمک کند.

تشخیص الگوهای خانوادگی که باعث اختلال رفتاری یا بیماری روانی در خانواده شده است، می‌تواند به اعضای خانواده کمک کند تا عادت‌ها و الگوهای منفی خود را بشکنند. اغلب، خانواده درمانی بر بهبود ارتباطات درون خانواده متمرکز است. مراجعان نحوه درست گوش دادن، سؤال پرسیدن و جواب دادن شفاف را یاد می‌گیرند.

روان‌ درمانی گروهی

جلسه درمان گروهی معمولاً شامل ۶ تا ۱۲ مراجع و یک درمانگر است. مراجعان مسائل مشابهی دارند و درمانگر به آنها کمک می‌کند و با مشاهد دیگران در نوع برخورد با مسائل و مدیریت آنها، شخص روش‌های جدیدی یاد می‌گیرد. دریافت بازخورد از افراد دیگر با مشکلات شبیه به مشکل فرد می‌تواند چشم انداز جدیدی را فراهم آورد و به تسهیل بهبود و تغییر کمک کند.

هرچند مراجعان در درمان گروهی احساس ترس کنند، ولی دیدن افراد دیگر با مشکلات مشابه به فرد کمک می‌کند تا احساس کند که دیگران هم هستند و فرد تنها نیست. حس حمایت معمولاً قدرتمند است و بسیاری از شرکت کنندگان در گروه درمانی تجربیات مثبتی بدست می‌آورند.

رویکرد روانکاوی

درمان روانکاوی یا درمان مبتنی بر بینش بر روی علل عمیق رفتارها متمرکز است. به عنوان مثال، الگوهای رفتاری ناشی از تربیت شخص یا تجارب زندگی اولیه که به رفتارهای فعلی منجر می‌شوند. هدف این است که خودآگاهی فرد افزایش پیدا کند و فرد درک کند که چگونه گذشته فرد بر زندگی فعلی او تأثیر می‌گذارد.

مراجع مسائل و علائم حل نشده از روابط نامطلوب گذشته را مورد توجه قرار می‌دهد. مشکلات حل نشده می‌تواند رفتارهایی مانند سوء مصرف مواد مخدر یا الکل را تحت الشعاع قرار دهد. معمولاً با بررسی انگیزه‌ها، نیازها و مکانیسم‌های دفاعی که فرد از آنها آگاهی ندارد می‌توان به فرد کمک کرد تا دلیل احساسات ناخوشایند خود را درک کند.

منبع
medicalnewstoday
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

بستن
بستن