پیشرفت شخصیپیشرفت کن

کنترل درونی و حفظ تعادل کار و زندگی

کنترل درونی برای بهتر و مفید بودن در کار و البته زندگی بسیار مهم است. حرفه من قبل از هیپنوتراپی، بسیار پراسترس بود. من به‌ عنوان دستیار در صنعت فیلم کار می‌کردم، شغلی که عزت‌نفس و ارزش انسان را تا حدودی پایین می‌آورد. بسیار سخت کار می‌کردم و زمان خیلی کمی را برای غذا خوردن یا ورزش کردن قرار می‌دادم.

نیازهای شما در این شغل مهم نیست و نیاز اصلی، دیگران هستند و شما فقط برای کمک به دیگران مهم هستید و به کار گرفته‌ شده‌اید. من اولین کسی بودم که پذیرفتم: ازدست‌ رفته‌ام و دانش و مهارت‌هایی  برای مقابله با استرس‌های درونم نداشتم و افسرده شده بودم

ما همیشه از طرف دیگران به انجام کار بیشتر و ساعات طولانی‌تر تشویق می‌شویم، حتی وقتی‌ که در تعطیلات هستیم. در حال حاضر زنان در حال مبارزه برای حفظ و داشتن شغلی هستند که همیشه رؤیای آن را در سر می‌پرورانند و به آن احتیاج دارند، اما نگران از دست دادن آن‌ نیز هستند. حتی اگر کار رؤیایی خود را از دست بدهند مادران بسیار خوبی خواهند بود، اما فشار زندگی‌های مدرن امروزی آن‌ها را زیر بار تقاضا خم کرده و آن‌ها نیاز به درمان سلامت روحی خود دارند.

در شغل قبلی، من در معرض اضطراب و افسردگی شدید قرار داشتم، به اطرافیان و همکارانم نگاه می‌کردم، نمی‌توانستم همه‌ چیز را از آن‌ها بپرسم و در پایان روز، قادر به ترک اتاق کارم نبودم. یکی از موضوعات اصلی هیپنوتیزم شناخت و درک از ادراکات قبلی ما برای تغییر به  زندگی بهتر و سالم‌تر است.

مطالعات اخیر نشان می‌دهد که ضمیر ناخودآگاه، مسئول ۹۰ درصد از اقدامات ما و هدف اصلی آن حفظ زنده‌بودن ما است. ضمیر ناخودآگاه اطلاعات و دانش به دست آمده از وقایعی که در طول عمر ما رخ داده‌ است را جمع‌آوری می‌کند و الگوهایی را شکل می‌دهد که این الگوها برای تعیین اینکه آیا یک موقعیت جدید باید ایمن و بی‌خطر باشد یا خیر، به کار می‌رود.

متأسفانه، در اوایل زندگی دانش یا منطقی که ما را به‌ طور آگاهانه به‌ عنوان بزرگ‌سال شکل دهد، نداریم. برای مثال وقتی یک سگ در حال واق واق کردن است ضمیر ناخودآگاه این حرکت را به‌ عنوان یک رویداد تهدید کننده در نظر می‌گیرد و از آن‌ یک الگو می‌سازد: سگ=خطر!  کار یک هیپنوتراپی این است که “ناخودآگاه” شما را از حالت مشکوک به حالت غیرفعال درآورد و نکته‌ای را که ناخودآگاه موقعیت‌های خاصی را درک می‌کند، بازنویسی کند.

هنگامی‌که به تعادل کار و زندگی سالم می‌رسید، همه‌ چیز را درک می‌کنید. شیوه‌ تعادل در کار باعث می‌شود که عکس‌العمل رئیس خود را هنگام کار درک کنیم، واکنش همکارانمان را نسبت به رفتارمان درک می‌کنیم و فقط صداهایی را می‌شنویم که معنای آن جمله را کامل کند.

ما، به‌ عنوان انسان، می‌توانیم کنترل کامل رفتار و نتایج حاصل از آن و همچنین کنترل عوامل خارجی را به دست بیاوریم. در اکثر موارد، پیش‌فرض انسان کنترل مورد دوم است. هرگز کسی شما را سرزنش نمی‌کند که در کار خود ترفیع ندارید؟ هرگز به این فکر کرده‌اید که همکارتان افزایش حقوق خود را دریافت کرده، در حالی‌ که شما در همان حقوق قبلی ثابت مانده‌اید؟ آیا به علت رکود شغلی سرپرست خود را بد و ناکارآمد متهم کرده‌اید؟ همیشه یک نفر در محل کار وجود دارد که همه از آن نفرت دارند چون به نظر می‌رسد که خیلی سریع‌تر از بقیه در حال پیشرفت است، اما او دفتر را به‌ موقع ترک می‌کند. این روش خیلی خوب است ؟ احتمالاً او به  منبع کنترل درونی دست پیداکرده است.

منبع کنترل درونی ( ILOC ) بر این باور است که ما می‌توانیم بر وقایع و نتایج زندگی بر اساس نگرش، تلاش و آمادگی، چه خوب و چه بد، تأثیرگذار باشیم. ​منبع کنترل خارجی ( ELOC ) بر این باور است که نیروهای خارجی برای همه‌ چیز مقصر هستند. اعتقاد آن‌ها بر این‌که کنترلی بر آنچه در زندگی شما اتفاق می‌افتد را ندارید که این مسئله می‌تواند باعث ایجاد اضطراب و دید منفی از جهان شود. برای ایجاد پرش از ELOC به ILOC یک  کاتالیزور می‌تواند کمک کند که تغییرات سریع‌تر رخ دهد و درک از مسائل بالا برود.

زمانی که شما در لیست ترفیع قرار نگرفته‌اید به گذشته‌ کاری خود نگاه کنید . حالا فهرستی از کارهایی که بر این تصمیم تأثیر گذاشتند را تهیه کنید. آیا برای هر پروژه صددرصد تلاش کرده‌اید؟ آیا شما در مورد آینده خود و این شرکت بادید مثبت فکر کرده‌اید؟ آیا هر روز صبح وقتی وارد دفتر شده بودید صبور و پرانرژی بوده‌اید؟

به یاد داشته باشید، این بازی سرنوشت نیست. بااین‌حال، ما اغلب زمان تفکر کافی را به رفتارهای گذشته خود نمی‌دهیم و تمایل داریم هر یک از اعمال خود را که ممکن است به‌ عنوان منفی تلقی شوند، نادیده بگیریم. این امر کنترل درونی را از ما می‌گیرد و واکنش‌های دیگران را مسبب اعمال می‌داند. افرادی هستند که می‌خواهند خود را خوب جلوه دهند. به‌ عنوان‌ مثال برای بهبود وضعیت کنترل درونی پیشنهاد صرف چای در حین کار برای افراد و گروه با وجود موقعیت ارشد فرد در شرکت، نگرش مثبت در برابر مشکلات و سخت کار کردن بر روی پروژه را به مدیر خود ارائه می‌دهد و استفاده از این کار می‌تواند به ارتقاء و یا افزایش حقوق کمک کند.

زمانی که منبع کنترل داخلی را کشف می‌کنید، متوجه خواهید شد که هر چیزی برای شما ممکن است. مسئولیت و کنترل کامل آنچه برای شما اتفاق می‌افتد را بر عهده بگیرید. اگر سخت کار می‌کنید، می‌توانید به خودتان تبریک بگویید، شما به کنترل درونی رسیده‌اید. اگر یک روز تلاش کمتری داشته باشید، ارزیابی کنید که چرا عملکردتان کم است و  تغییراتی که باید برای بهبود عملکردتان در روزهای آینده انجام دهید را کنترل کنید.

هیچ‌کس بهتر از شما برای ایجاد شادی در زندگی شما وجود ندارد. به ذهن و بدن خود گوش دهید. اگر بدن‌تان به شما می‌گوید آرام‌تر، پس‌سرعت خود را کم کنید. اگر به شما می‌گوید که موقع اتمام کار است به‌ موقع کار خود را ترک کنید تا بتوانید به خانه بپردازید و کارهایی را که دوست دارید را در خانه انجام دهید. وقت خود را برای صرف غذا در ابتدای شب  قرار دهید و برنامه‌ریزی کنید که وقت خود را برای خودتان صرف کنید.

برای خودتان ارزش قائل شوید، با خودتات مهربان باشید و مغز و ذهن و بدن خود را تغذیه کنید. کار را برای خودتان انجام دهید و این حالت باعث رشد شما خواهد شد. مسئله مهم این است که اگر شما همه‌ موارد ذکرشده را انجام می‌دهید ولی احساس بدبختی و نگرش منفی نسبت به خود دارید به ابتدا برگردید و همه‌ موارد را از اول ارزیابی کنید. شما مجبور نیستید هرروز صبح برای رفتن به کار هیجان‌زده باشید اما اگر استرس زیادی برای رفتن دارید لازم است از خودتان بپرسید: “آیا ارزشش را دارد؟”

مسئولیت شادی و آرامش خود را بر عهده بگیرید و در صورت لزوم تغییرات لازم را انجام دهید.
منبع
welldoing
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

بستن
بستن