موفقیت و انگیزه

۹ دلیل برای آنکه به گذشته هر چند تاریک خود افتخار کنم

من گذشته بسیار تاریکی داشته‌ام. مملو از خلاف‌های کوچک و بزرگ؛ بد سرپرستی و شش سال دبیرستان و دستگیری‌های متعدد. همیشه می‌ترسیدم کسی از گذشته‌ام خبردار شود. همیشه با ترس زندگی کرده‌ام. همیشه از این ترسیده‌ام که شخصی از مشتریان، دوستان یا آشنایان به گذشته‌ام پی ببرد. در حال حاضر من وکیل و صاحب کسب و کار خودم هستم.

اکنون که به گذشته خود می‌نگرم، می‌فهمم که برخی از ویژگی‌ها و توانمندی‌های امروز من، حاصل آن گذشته بوده‌اند. می‌خواهم برایتان بگویم چرا باید به گذشته خود افتخار کرد.

گذشته‌ام باعث شد آزادانه انتخاب کنم امروز که باشم.

زمانی که سایه گذشته دردناکم را از خودم راندم، تازه متوجه شدم چه کسی هستم و می‌خواهم که باشم. وقتی با دیگران در مورد گذشته‌ام صحبت کردم، همدردی مثبت شگفت‌انگیزترین واقعه بود. آموختم که گذشته سیاه هم می‌تواند نتایج مثبتی روی آینده شخص بگذارد.

گذشته‌ام باعث شد عمیق‌تر بنگرم.

بدی و خوبی در زندگی همه ما وجود دارند. می‌توان تا آخر عمق در بدی‌های زندگی متوقف شد و می‌توان از آن‌ها گذشت و جنبه مثبت و خوب زندگی را ملاک قرارداد. اینجاست که رشد آغاز می‌شود.

گذشته‌ام باعث شد بفهمم قادر به انجام هر کاری هستم.

وقتی به گذشته‌ام نگاه می‌کنم، وکیلی را می‌بینم که پس از شش سال دبیرستان را به اتمام رسانده است، پس از دستگیری‌های متعدد و انحراف‌های مختلف بالاخره توانسته به جایگاهی برسد که شایسته‌اش بود. این یادآوری باعث می‌شود هرگز خودم را در برابر هیچ در بسته‌ای نبینم و ایمان بیاورم که می‌توانم به هر چیزی که می‌خواهم برسم.

گذشته‌ام به من آموخت خودم را چگونه ببخشم.

اشتباه کردن بخشی از زندگی است. هیچ‌کدام ما کامل نیستیم  و مهم این است که در طول زمان بهتر و بهتر شویم.

گذشته‌ام باعث شد دوستان واقعی‌ام را بشناسم.

در دوران سیاه زندگی‌ام، آن‌هایی که دور و بر مرا گرفته بودند، خوبی مرا نمی‌خواستند. از شکست‌های من خوشحال می‌شدند. آن دوران باعث شد بفهمم چه کسانی دوست واقعی من هستند.

گذشته‌ام باعث شد بدانم چه چیزهایی در زندگی من «مهم» هستند.

قبلاً فکر می‌کردم خانه و ماشین عالی اهداف اصلی زندگی‌اند. از زمانی که یاد گرفتم از تک تک لحظه‌های زندگی لذت ببرم، شادی و خوشی و لذت را یافتم و دانستم مهم‌ترین چیز در زندگی لذت بردن از لحظه لحظه آن و قدر دانستنش است.

گذشته‌ام به من آموخت در زندگی هیچ مقصدی وجود ندارد.

شاید کلیشه‌ای باشد اما زندگی مقصدی ندارد. ترس و پریشانی دوقلوهایی هستند که زندگی را از ما می‌دزدند. گذشته است و بهتر است روی زندگی در این لحظه‌ای که هست و در حال از دست دادنش هستیم متمرکز شویم.

 

منبع
stevenaitchison
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

بستن
بستن